در مورد دشت سيلاخور :

دشت سیلاخور بزرگ‌ترین زمین هموار استان لرستان در غرب ایران است. این دشت وسیع که بیشتر مساحت شهرستان‌های بروجرد و دورود را در بر می‌گیرد. از قطب‌های کشاورزی و باغداری منطقه هم به شمار می‌رود.

آثار به دست آمده از مناطقی چون تپه قلا رمیان (قلعه رومیان) در سه کیلومتری جنوب بروجرد و دیگر تپه‌ها و گورستانهای تاریخی، سکونت بشر را از دست کم ۵۰۰۰ سال پیش در این ناحیه مسجل می‌کند. سیلاخور و بروجرد در طول تاریخ جنگهای زیادی را به خود دیده‌است و بارها مورد هجوم قرار گرفته‌است. بنا بر آثار موجود اسکندر، اعراب، مغولها، تیمور و افغان‌ها هجوم‌های گسترده و ویرانگری به این ناحیه داشته‌اند. سربازان سیلاخوری همواره به شجاعت و جنگاوری معروف بوده‌اند و پادشاهان قدیم حساب مخصوصی روی سپاهیان سیلاخوری خود باز می‌کرده‌اند. کلمه سیلاخور کوتاه شده سیلاب خور است که نشان می‌دهد از گذشته‌های دور سیلاب مشکل عمده‌ای در منطقه بوده‌است. یکی از شدیدترین زلزله‌های ایران به بزرگای ۴/۷ ریشتر در سال ۱۲۸۸ قمری در سیلاخور روی داده‌است.سیلاخور به دو بخش تقسیم می‌شود:

سیلاخور بالا

سیلاخور بالا از جنوب ملایر و شرق نهاوند شروع شده و تا حوالی شهر بروجرد ادامه می‌یابد. مرکز عمده آن شهر اشترینان است. روستاهای این منطقه همگی آباد و پر جمعیت هستند و تفریح گاههای قدیمی مردم بروجرد مانند ییلاق‌های تاک درخت، دهکده ونایی و خشتیانک همگی در این بخش هستند. محصول عمده آن انگور و میوه‌های مختلف است. کوههای مهم منطقه شامل قله‌های بلند کوه گرین در غرب که کانون دائمی آب منطقه بروجرد است و نیز کوههای کم ارتفاع تر یزدگرد در شرق می‌شود. بیشتر مردم منطقه گویش بروجردی دارند ولی در روستاهای غربی گویش مردمان بیشتر لری (لرستانی) است. تعداد کمی روستا در شرق منطقه به زبان ترکی تکلم می‌کنند. هوای آن سرد تر از سیلاخور سفلی است و میوه‌هایش دیر تر می‌رسند. جاده بروجرد - ملایر - همدان و نیز جاده بروجرد - نهاوند - کرمانشاه از این ناحیه می‌گذرد.

سیلاخور پایین

بخش اصلی دشت سیلاخور است که از شهر بروجرد شروع شده و در جهت جنوب شرقی تا دورود پیش می‌رود. به دلیل وجود آب فراوان، خاک خوب و زمین هموار این منطقه از کشاورزی پر رونقی برخوردار است. مهم‌ترین کوههای منطقه عبارت‌اند از کوه شاه نشین در غرب و تپه‌های گنبدی شکل در شرق. مردم روستاهای منطقه آمیزه‌ای از تیره‌های مختلف هستند. محصولات عمده کشاورزی شامل گندم، برنج و حبوبات مختلف است. دامپروری نیز در کوههای غرب منطقه رواج فراوان دارد. باغهای بزرگ منطقه بیشتر در حاشیه غرب و جنوب شهر بروجرد پراکنده‌اند که گسترش بی رویه شهر بسیاری از آنها را به نابودی کشانده‌است. از دیگر مراکز مهم باغداری می‌توان به روستای خایان اشاره کرد. سیب، به، گردو، بادام، آلو، زردآلو و انگور از محصولات مهم باغی سیلاخور پایین هستند. رود تیره که شاخه‌های خود را از غرب و شمال شهر بروجرد دریافت می‌کند سراسر سیلاخور پایین را می‌نوردد و در درود با در یافت شاخه‌ای از سمت شرق رودخانه سزار و بعد دز را تشکیل می‌دهد. بارندگی‌های شدید هر ساله در بخش‌های جنوبی سیلاخور موجب سیلاب‌های شدید و آسیب دیدن زمین‌های کشاورزی و روستاها می‌شود. راه سراسری تهران - خوزستان از این ناحیه می‌گذرد. ارتفاع سیلاخور پایین از ۱۶۰۰ متر در شهر بروجرد تا ۱۴۰۰ متر در دورود متغیر است. سیلاخور بر روی گسله سراسری زاگرس واقع شده و منطقه‌ای زلزله خیز است. از مناطق پر جمعیت سیلاخور پایین می‌توان به بروجرد، دورود و چالانچولان اشاره کرد.

.....................................................

يكي از وبلاگهاي لرستان گريز كه مقوله قوميت سيلاخوري را علم كرده است ضمن وارد كردن اتهام هاي فراوان به ما نوشته است:  

"""وقتي تعصبات بيجاد راه را بر حقيقت مي بندد

سیلاخورنشینان هم چون سایر اقوام ایرانی، از به تاراج رفتن و به سخره گرفتن گذشته ، هویت و فرهنگشان متنفرند.

روی سخنم با کسانی است که چند صباحی است در محیط مجازی،با فرافکنی و نشر اکاذیب و برهم زدن میانه ی مردم سیلاخور نشین،خواسته های به حق مردمان دشت سیلاخور مبنی بر اتحاد دوباره و تشکیل یک استان جدید با هم تباران خود را دستمایه ی امیال و اغراض شخصی خویش قرار داده اند و به طور واضح تر بگویم،مردمان پاک و نجیب بروجرد را به عنوان داعیه داران این خواسته به حق،"اقلیت لرستان گریز"خطاب می کنند و حتی با بی شرمی تمام،انگ ارتباط با اجنبی را به این مردم می چسبانند و چنین وانمود می کنند که گویی اکثریت مردم بروجرد از این چند دهه زندگی خود در استان لرستان دل خوشی دارند!

به شما عرض می کنم که مردم این دیار لرستان گریز نیستند،بلکه تمسخرگریزند، تحقیرگریزند، تبعیض گریزند. مردم این دیار گریزان اند از همه این سختی ها و تلخی ها و پلیدی ها و پلشتی هایی که سال های سال بر سر فرهنگ و آداب ورسوم و زبان و گذشته و سرزمینشان آمده است. مردم این دیار گریزان اند از همه حق خوری ها و حق کشی ها و ناجوانمردی هایی که سال های سال است از سوی یک هسته قومیت گرای خودبین و غیر خود ستیز، که البته منعکس کننده نطرات همه مردم لر ساکن این استان نیستند،به آن ها تحمیل شده است.

اما، اگر بنا است مفهوم لرستان برای مردم بروجرد مترادف ظلم وستم عده ای قومیت گرا در مرکز لرستان باشد،آری بروجردی ها در این صورت لرستان گریزند.اگر بنا است در هیاهوی هوچیگری و مظلوم نمایی بی حد و حصر عده ای قومیت گرا در مرکز لرستان،خواسته های به حق مردم بروجرد شنیده نشود،آری،بروجردی ها در این صورت لرستان گریزند.

امروز، افسوس و اندوه ما نثار کسانی است که که پنداشته اند با این سیاه نمایی ها و آسمان و ریسمان به هم بافتن های نخ نما شده، می توانند جلوی خواسته های به حق مردم بروجرد را بگیرند. ای کاش اندکی به خود می آمدید و به وضعیت کنونی مردم لرستان،به ویژه در قسمت های جنوبی و غربی لرستان نگاهی می انداختید.ای کاش اندکی در علت پایین بوند سطح پیشرفت این مناطق در مقایسه با مناطق شرقی لرستان از نظر اقتصادی،اجتماعی،صنعتی و ... تامل می کردید؛حالا بررسی تفاوت آن با سایر نقاط پیشرفته تر کشورمان پیشکشتان.یقین دارم که که اگر نیک بنگرید،در خواهید یافت که علت این تفاوت های عمیق مابین مناطق شرقی لرستان با مناطق غربی و جنوبی آن،"تفاوت در نگرش ساکنین آن مناطق به مسائل و مصائب قومی" است.

در سایه ی تعصب های فراتر از عرف و خارج از اعتدال حاکم بر مناطق غرب و جنوب لرستان،اکثر عزل و نصب ها و استخدام های ادارات و دوایر دولتی و غیر دولتی،و در صد فراوانی از تصمیمات کلان و سیاست گذاری های گسترده در آن مناطق بر پایه همین قومیت گرایی های نادرست و غیرضروری صورت می گیرد و کار را به جایی رسانده است که "یک هسته ضد فرهنگی قومیت گرا"که البته نه مبتنی بر اشخاص که بر مبنای ریشه دواندن در فرهنگ مدیریتی آن مناطق شکل گرفته است و جلوی هر پیشرفت و حرکت مثبتی را می گیرد و مردمان آن مناطق را درگیر موضوعاتی می کند که جز اتلاف وقت و انرژی،سودی به حالشان نمی بخشد.نمونه چنین تفکری را چندی پیش در جریان پخش یک مجموعه تلوزیونی از سیمای جمهوری اسلامی ایران شاهد بودیم؛آیا اندکی با خود اندیشیدید که حاصل آن همه جار و جنجال بر سر یک موضوع ساده که صد البته کوچکترین ارتباطی هم به مردم غیر بروجردی استان لرستان نداشت،جز نگاه های عاقل اندر سفیح سایر هم وطنانمان و هزاران تمسخر و کنایه کارشناسان مسائل فرهنگی و قومی چه بود؟

ما فقط یگانه راه علاج مشکلات عدیده دیار خویش را در جدایی از استان لرستان و تشکیل یک استان جدید می بینیم که در آن استان، از تعصبات بی جا و نابخردی های بی مقدار و بی دلیل که جز ضربه زدن به تمامیت فرهنگی و اجتماعی و اقتصادی مردم بروجرد-و در نگاهی گسترده تر، مردم دیار سیلاخور- حاصل دیگری ندارد، دیگر نشانی نباشد. در این راه سترگ، ضمن احترام به تک تک هم وطنانمان از هر قوم ومسلکی، دست دوستان یاری گرمان در این زمینه را به گرمی خواهیم فشرد و البته اقدامات و اظهارات به دور از عقلانیت و غرض آلود کسانی که در برابر خواسته های به حق مردمان دیار سیلاخور صف آرایی کنند را برنخواهیم تافت."""